ترس از شکستترس از شکست یکی از موانع اصلی رشد انسان و نزدیک شدن به خویشتن است. در این مقاله به این موضوع خواهیم پرداخت:
انسان قادر به انجام کارهای غیرقابل تصوری است. از صعود به بلندترین قلههای زمین گرفته تا فرو رفتن در تاریکترین اعماق اقیانوسها، از فرود بر ماه تا زنده ماندن در محیطهایی تقریباً غیرقابل سکونت. با این حال، ترسی در انسان وجود دارد که میتواند تمام ماجراجوییهای ما را متوقف کند و مانع از بروز شادیهایمان شود: ترس از شکست!
ترسی که از آن صحبت میکنیم، ترس از عدم دریافت پذیرش و شکست خوردن است. این ترس از عدم دریافت پذیرش یا ترس از طرد شدن میتواند ما را در موقعیتهای روزمرهای مانند صحبت کردن با دیگران درگیر کند یا در شرایط خاصی مانند مصاحبه شغلی یا ارزیابی عملکردمان در محیط کار، ظاهر شود. در هر صورت، آنچه با آن مواجه میشویم نه تنها یک ترس واقعی است، بلکه تأثیرات آن نیز بهشدت فلجکننده است.

پیامدهای این ترس، نهتنها در موقعیتهای شخصی، بلکه در محیطهای حرفهای نیز قابل مشاهده است، زیرا نیاز به تعلق داشتن و تمایل به ارزشمند بودن، یک ویژگی بنیادین انسانی است. به همین دلیل، افراد ممکن است این ترس را به شکل یک احساس ناخوشایند قبل از حضور در یک مصاحبه شغلی تجربه کنند یا به عنوان احساسی ناخوشایند در یک رابطه شخصی. این احساس میتواند بهراحتی از ترس از عدم دریافت پذیرش و ترس از ترد شدن، به ترس از احساس رهاشدگی تبدیل شود و به همین ترتیب، یک رابطه شاد را به پایانی دردناک هدایت کند.
یکی از بدترین پیامدهای این احساس ترسناک، خود را به شکل تقلا برای گفتن «بله» در شرایطی نشان میدهد که در واقع میخواستیم «نه» بگوییم. با وجود اینکه که میدانیم گفتن «بله» ممکن است منجر به خستگی مفرط، فشار بیش از حد و آزردگی ما خواهد شد. اما با این حال به دلیل همین ترس از طرد شدن، خود را در چنین موقعیتهای دشواری گرفتار میکنیم.

این کشمکش باعث میشود افراد در زندگی شخصیشان وارد شرایط آسیبزننده شوند و در محیط کاری نیز با فرسودگی شغلی مواجه شوند. این اتفاق زمانی رخ میدهد که احساس نقص و کمبودی که درون خود احساس میکنیم، ما را وادار میکند تا در دیگران به دنبال پذیرش و تعلق باشیم. این خوشرفتاریافراطی و رضایتجویی از دیگران به قیمت از دست دادن خوشبختی خودمان تمام میشود. نهایتاً افراد به زندگی در دنیایی جعلی و ساختگی روی میآورند که آنها را بیشتر از خود واقعی و حقیقیشان دور میکند.
این ترس اجازه نمیدهد به دنبال رؤیاها و ایدههای خود برویم، زیرا انجام این کار نیازمند خروج از محدوده راحتی و امنیت ماست. اما با وجود چنین احساسی، چگونه فرد میتواند از محدوده امن خود فراتر رود؟ در چنین شرایطی، چسبیدن به وضعیت فعلی، امن به نظر میرسد و حتی فکر تلاش برای چیزی جدید، که میتواند آنها را به تواناییهای واقعیشان نزدیکتر کند، به یک مانع ترسناک و غیرقابلعبور تبدیل میشود. بدتر از همه، این ترس باعث میشود افراد نیازها و خواستههای خود را در پایینترین اولویت قرار دهند و با این تصور ادامه دهند که آرزوهایشان دیگر اهمیتی ندارد.

بیتردید این ترس و ناامنی باعث میشود رفتار دیگران نسبت به فردی که این ترس را تجربه میکند، تغییر کند. از یک سو، دیگران شروع به دستکم گرفتن و نادیده گرفتن او میکنند و از سوی دیگر خود این ترس بهگونهای عمل میکند که افراد بیشتری را به طرد کردنشان ترغیب میکند. در واقع، این چرخهی معیوب موجب تقویت آسیبپذیری فرد و کاهش اعتماد به نفس او میشود. ضمناً این ترس، فضایی ایجاد میکند که افراد با نیت سوءاستفاده از ناامنیهای فرد، به سمت او جذب شوند. این وضعیت باعث میشود که افراد از نظر روحی و روانی تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و توانایی دفاع از خود را از دست بدهند.

با این حال، راهحلهایی نیز برای خروج از این شرایط وجود دارد. تکنیکهای روانشناختی ساده و قابل اجرا میتوانند به افراد کمک کنند تا این احساسات ناخوشایند و مهیب را مدیریت کنند، اعتماد به نفس خود را بازیابند و چرخهی منفی ترس از شکست، عدم پذیرش و طرد شدن را بشکنند. در ادامه به برخی راهکارهای مقابله با ترس از شکست خواهیم پرداخت:
این ممکن است بهترین اتفاقی باشد که برای یک فرد رخ دهد، زیرا زندگی با احساسات سرکوبشده در طول عمر میتواند در مراحل بعدی بسیار دردناک باشد. مواجهه با این ترس و پذیرش آسیبپذیری به خروج از این دام خودساخته کمک میکند.

هرآنچه اکنون بر آن تمرکز میکنید، تفاوت بزرگی در آینده ایجاد خواهد کرد. اگر شرایط به خوبی پیش نمیرود، در همان لحظه مثبت بمانید، در واقع شما در حال ایجاد تغییر هستید.

این میتواند بهعنوان یک زنگ بیدارباش عمل کند. در غیر این صورت، ممکن است به دنبال رویاهای کاذب بدویم. باور داشته باشید که شما قویتر از چیزی هستید که تصور میکنید. این باور ظرفیت شما برای مقابله با مشکلات را افزایش میدهد.

ما تمایل داریم قبل از درک احساساتمان، به تصحیح رفتارها و اقداماتمان بپردازیم و در نتیجه، شکست در سطح رفتاری اغلب به اشتباه بهعنوان شکست فردی تفسیر میشود. تنظیم این ترتیب به یافتن راهحل دائمی برای این تراژدی کمک خواهد کرد.

وقتی زندگی ساختگی را کنار بگذارید، ممکن است چیزی درست، جدید و ارزشمند از آن به وجود آید. طرد شدن را بهعنوان فرصتی برای رشد و تغییر ببینید. گاهی طرد شدن، همان تلنگری است که ما را از یک مسیر اشتباه خارج میکند و به سمت اهداف واقعی و ارزشمندتر هدایت میکند. کنار گذاشتن زندگی ساختگی به شما اجازه میدهد تا با خود واقعیتان ارتباط برقرار کنید و امکانات تازهای را کشف کنید.

نویسنده: Dr. Chinmay pandya