رویکردهای آموزشی | نگاهی به رویکرد انسانگرا و رفتارگرا
رویکردهای آموزشی؛ نگاهی به رویکرد انسانگرا و رفتارگرا رویکردهای آموزشی، شیوه نگاه ما به یادگیری، کودک و نقش مربی را شکل میدهند. شناخت این رویکردها به مربی کمک میکند تا درک دقیقتری…


رویکردهای آموزشی؛ نگاهی به رویکرد انسانگرا و رفتارگرا
رویکردهای آموزشی، شیوه نگاه ما به یادگیری، کودک و نقش مربی را شکل میدهند. شناخت این رویکردها به مربی کمک میکند تا درک دقیقتری از نیازهای یادگیرنده داشته باشد و آگاهانهتر درباره شیوه آموزش تصمیم بگیرد.
در این مقاله دو رویکرد مهم، یعنی رویکرد رفتارگرا و رویکرد انسانگرا، بهصورت مختصر بررسی میشوند و ارتباط آنها با آموزش یوگا به کودکان مورد توجه قرار میگیرد. این دو رویکرد از نظر نگاه به یادگیری، رفتار، احساسات و نقش یادگیرنده تفاوتهایی دارند و شناخت آنها میتواند برای مربی یوگای کودک مفید باشد.
مطالب این مقاله مختصر است و برای مطالعه بیشتر، در پایان منابع مرتبط پیشنهاد شدهاند.
رویکرد رفتارگرا در آموزش
در رویکرد رفتارگرا، رفتار قابل مشاهده و چگونگی شکلگیری یا تغییر آن اهمیت زیادی دارد. در این نگاه، محیط و پیامدهای رفتار میتوانند بر تکرار یا کاهش یک رفتار تأثیر بگذارند.
ویژگیهای رویکرد رفتارگرا
یکی از مفاهیم مهم در این رویکرد، تقویت است. رفتارهایی که پیامد مطلوبی برای یادگیرنده دارند، میتوانند احتمال تکرار آن رفتار را افزایش دهند. تشویق نیز میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای مورد استفاده مربی در فرایند یادگیری به کار گرفته شود.
در این رویکرد، وجود ساختار، قوانین و انتظارات روشن نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، توجه به رفتار کودک و پیامدهایی که پس از آن دریافت میکند، بخش مهمی از فرایند آموزشی است.
در کنار تقویت، مفهوم خاموشی نیز در نظریههای رفتاری مطرح میشود. خاموشی بهطور دقیق به فرایندی اشاره دارد که در آن پیامدی که پیشتر یک رفتار را تقویت میکرد، دیگر ارائه نمیشود. بنابراین، خاموشی را نباید صرفاً معادل بیتوجهی یا نادیده گرفتن کودک دانست.
رویکرد رفتارگرا در آموزش یوگا به کودکان
در کلاس یوگا، مربی ممکن است از ساختار مشخص، دستورهای روشن و بازخورد درباره رفتار کودک استفاده کند. تشویق رفتارهای مطلوب نیز میتواند بخشی از مدیریت فرایند آموزش باشد.
با این حال، شناخت رویکرد رفتارگرا به این معنا نیست که هر رفتار کودک باید با پاداش یا تنبیه مدیریت شود. انتخاب ابزار آموزشی باید با سن، شرایط، نیازهای کودک و هدف آموزشی هماهنگ باشد.
«کارگاه یوگا در آموزش و پرورش نوین»
رویکرد انسانگرا در آموزش
رویکرد انسانگرا توجه ویژهای به فرد، تجربه شخصی، احساسات، انتخاب و ظرفیت رشد او دارد. در این نگاه، یادگیرنده صرفاً مجموعهای از رفتارهای قابل مشاهده نیست، بلکه فردی با تجربهها، احساسات و نیازهای منحصربهفرد است.
ویژگیهای رویکرد انسانگرا
احترام به فرد و توجه به تجربه شخصی او از مفاهیم مهم این رویکرد است. در فرایند آموزش، کودک فرصت پیدا میکند تجربه خود را بشناسد و نسبت به احساسات و نیازهایش آگاهی بیشتری پیدا کند.
خودآگاهی و رشد فردی نیز در این رویکرد اهمیت دارند. بنابراین، رابطه میان مربی و کودک تنها به انتقال دستور یا اصلاح رفتار محدود نمیشود و کیفیت ارتباط و توجه به تجربه کودک نیز مورد توجه قرار میگیرد.
رویکرد انسانگرا در آموزش یوگا به کودکان
در آموزش یوگا به کودکان، رویکرد انسانگرا میتواند مربی را به توجه بیشتر به تجربه کودک در کلاس دعوت کند. برای مثال، مربی میتواند به احساس کودک نسبت به یک فعالیت، میزان آمادگی او برای مشارکت و شیوه تجربه کردن تمرین توجه داشته باشد.
در چنین نگاهی، هدف فقط اجرای صحیح یک حرکت نیست؛ بلکه تجربه کودک از فرایند یادگیری نیز اهمیت دارد. این موضوع میتواند به مربی کمک کند تا ارتباط خود با کودکان را آگاهانهتر شکل دهد.
تفاوت رویکرد رفتارگرا و انسانگرا
تفاوت اصلی این دو رویکرد را میتوان در نوع نگاه آنها به فرایند یادگیری مشاهده کرد. رویکرد رفتارگرا بیشتر بر رفتار قابل مشاهده، محیط و پیامدهای رفتار تمرکز دارد، در حالی که رویکرد انسانگرا توجه بیشتری به فرد، تجربه، احساسات و رشد شخصی او نشان میدهد.
در رویکرد رفتارگرا، ساختار و بازخورد رفتاری نقش مهمی دارند. در رویکرد انسانگرا، کیفیت ارتباط، احترام به فرد و توجه به تجربه یادگیرنده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این تفاوت به این معنا نیست که مربی باید همیشه یکی از این دو رویکرد را انتخاب کند. شناخت ویژگیهای هر رویکرد میتواند به مربی کمک کند تا نسبت به شیوه آموزش خود آگاهتر باشد و با توجه به موقعیت، سن و نیازهای کودکان، انتخابهای آموزشی مناسبتری داشته باشد.
کدام رویکرد برای آموزش یوگا به کودکان مناسب است؟
انتخاب رویکرد آموزشی برای کار با کودکان به عوامل مختلفی مانند ویژگیهای کودک، هدف آموزشی، شرایط کلاس و شیوه کار مربی بستگی دارد. بنابراین نمیتوان یک رویکرد را در همه موقعیتها بهعنوان بهترین انتخاب معرفی کرد.
برای یک مربی یوگای کودک، شناخت رویکردهای آموزشی میتواند فراتر از یادگیری مجموعهای از تکنیکها باشد. مربی باید بداند چرا یک شیوه را انتخاب میکند، چه نگاهی به کودک دارد و این نگاه چگونه بر رابطه او با کودک و فرایند آموزش تأثیر میگذارد.
از این منظر، توجه به رویکرد آموزشی بخشی از هویت حرفهای مربی است. آگاهی از تفاوت میان رویکردهای رفتارگرا و انسانگرا میتواند به مربی کمک کند تا درباره ساختار کلاس، نوع ارتباط با کودکان و شیوه پاسخدادن به رفتارهای مختلف، آگاهانهتر تصمیم بگیرد.
در آموزش یوگا به کودکان، مهم است که کودک فقط دریافتکننده دستورها نباشد و مربی نیز صرفاً بر اجرای حرکتها تمرکز نکند. توجه به کودک بهعنوان یک یادگیرنده، شناخت نیازهای او و انتخاب آگاهانه شیوه آموزش، بخشی از فرایند حرفهای مربیگری است. «دوره مربیگری یوگای کودک و نوجوان»
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
فصلهایی از کتاب «یوگا برای کودکان» انتشارات بیهار، ترجمه غزاله آدمپور، نشر سورا؛ در جهت شناخت آموزش و پرورش یوگیانه و خویشمحور که مشابه برخی رویکردهای نوین آموزشی است.
کتاب «آشنایی با رویکردهای آموزشی»، نوشته ناصر یوسفی.
کتاب «آموزش و پرورش انسانینگر»، نوشته ناصر یوسفی.
کتاب «روانشناسی انسانگرا»، نوشته ناصر یوسفی.
کتاب «ارتباط بدون خشونت، زبان زندگی»، نوشته مارشال روزنبرگ، ترجمه کامران رحیمیان؛ در جهت آشنایی با احساسات، نیازها و برقراری ارتباط مؤثر.
کتاب «یادگیری مشارکتی در تربیت بدنی»، نوشته استیو گرینسکی.
برای مطالعه و آشنایی بیشتر با رویکردهای آموزشی نیز میتوان دورههای مرتبط مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا را بررسی کرد.